عيب ندارد و فرزند به پدر و مادر ملحق مى شود، ولى چون كشف عورت به جهت اين جايز نيست مگر اينكه نبودن فرزند براى آنان حرجى باشد، تنها رغبت كردن به بارورى كفايت نمى كند همانطورى كه استمناء هم فقط در صورت حرجى بودن نازائى جايز مى باشد.
بلى ممكن است اين، و آن با عصمت منافات ندارد، زيرا كه وظيفه اى واقعى همانا حكم كردن به طريقه اى ياد شده است، بلى خداوند سبحان گاهى مصلحت را در اظهار حق مى بيند روزنه اى باز مى كند كه خطاى شاهدها پيش از صدور حكم معلوم شود.
زمينهاى مذكور در آنچه براى آن تعيين شده معين نمى گردد، مگر اينكه از آنها عموم مردم در همان لحاظى كه معين شده بهره بردارى نمايند، و مدّت معتنابهى به همين منوال سپرى شود، اما بهره بردارى آن از ناحيه اشخاص مخصوصى: پس اگر پيش از آنكه مردم از آنها استفاده كنند بوده باشد و آنجاها اراضى متروكه ( موات ) بوده اشكالى ندارد، ولى اگر پس از بهره بردارى مردم از آنجاها بوده باشد تصرف جايز نيست مگر اينكه ضرورت تقاضا كند، و يا اينكه مردم از تصرف در آنجا در آن جهتى كه براى آن معين شده است بى نياز باشند، و لازم است در هر دو صورت به حاكم شرعى رجوع نمايند